که پری کوچک های غمگین
سر از آب بالا نیاورده صید می شوند
تور شما هم حکایت خودش را دارد...
به خدا !
آنقدر لیز خورده ام از حصار دستهای شما
و افتاده ام توی همین دریاچه ی کوچک خانگی مان...
علی کوچیکه هم
برای مرواریدهای گردان اویزم تره خورد نمی کند!
انقدر لاس زده ام با جلبکهای ته این حوض
که مثل قورباغه های هزار ساله
دچار دگر دیسی شده ام...
این روزها که پری کوچک های غمگین..............