من بالغ شده ام...
شبيه خودت مي شوم همان باران شب اخر...
نه خداي ده به امدنم خنديد نه پاشنه ي كفش مادر...
شبيه خودت..خط زدم خودم را در راه راه چشمان خواب گرفته ات...
گرگ باران ديده ي دوبيتي هاي تو شدم...
در بساطي كه جز بر ناله ام نخنديدي...
من بالغ شده ام به 884 قانون نا نوشته...
به سه خط فاصله...
من-
خدا-
هيوا...
من بالغ شده ام...
1ارديبهشت1386
+ نوشته شده توسط آویشن در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:46 |